|
من از لا به لای شمع ها به آغاز خوشبختی خود می نگریستم و فضا انحنای صدایت را به هوش می آورد از باد های جهان کدام را خواندی که ان گونه پراکنده شدم و چشم هایم به سوی حادثه پنهان رنگ ها رفت و وقتی لالا ییت موهایم را خواب کردند در خواب خوب دیدم که چند مسافر لانه کبوتر ها را ویران می کنند و قاصدکی که کر شده است از گوش آدم ها یک شمع خاموش شد و اندکی از من و پروانه های صدایت که در طرح گلبرگ های گل جای گرفت . من به نیمه غمگین خود اگاهم و ردپایش را روی تنم می شنوم می خزد تا من می خزد تا پاک ترین شبنم برگ ماه روشن دیروز غریبه بود و خیالی و من چقدر رویاهایش را دوست می داشتم وقتی که هیچ ستاره ای منتظر دیدار من نبود! + نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 19:54 توسط ساغر22 |
طرحی در دست های تو می خواند نگاه حزن سکوت بر چشم های تو می تابد نیلوفر مهتاب کجاست؟ کدام گلبرگ پر پر شد که دیدار نصف شد! از کدام راه رفتی که پیدای پنهان شدی! من تو را در واژه هایم فریاد می زنم و تو ان را سکوت من مهرم را در واژه هایم می نوازم و تو ان را سنگ نه فریاد نه صدا نه سکوت نه سنگ نیلوفر مهتاب کجاست؟ طرح را رنگ می زنم و نگاهت را رنگ شت رنگ رنگ سکوت چه رنگ است؟ می خواهم همه جا را رنگ سکوت بزنم! گیتارم مرا می نگرد و سیم هایش به تو رنگ صدای مهر سکوت را هدیه می دهند گل سرخ را می نویسم روی گلبرگ هایش خاطره ی طلایی کبود را این شعر نیست چیست؟ نه صدا نه فریاد نه مهر نه سنگ سکوت است سکوتی که در واژه هایم فریاد میزند! نیلوفر مهتاب کجاست؟!!! + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 12:16 توسط ساغر22 |
|
| ||||||