|
چراغانیت می کنم و کنار هر واژه شمع روشن می کنم آرزو کن! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 0:0 توسط ساغر22 |
چشم هایم را می بندم و در چار چوب ذهنم انبوه واژه ها می آیند سراغم به سراغشان می روم بی رنگ ماسیده اند بر گلویم روی همه شان خط می کشم و دوباره از اول.. . قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران! + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 15:27 توسط ساغر22 |
|
| ||||||