|
من و چند واژه درهم که پیچیدیم در یک زرورق سرخابی رو بانش را محکم تر ببند سردم است تولدت مبارک + نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 0:0 توسط ساغر22 |
دیگر نفس اشک هایم در نمی آید چادری مشکی شده روی سرم افق بیکران زندگی . و چشم هایم که هنوز حادثه را از مژه هایت می چیند . قاب چشمانم کج می شود . چقدر خسته ام... + نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 10:55 توسط ساغر22 |
|
| ||||||