|
تلخ می شوم مثل بی تفاوتی شکلات های قهوه بی وزنی لبخندی که له شده و معده ام را گاز می گیرد بغضم به پیشواز گریه می رود گیتار می زنم؟ . . . کم می شوم بی پروازم سرم درد می کند یکی از دندان هایش باید عصب کشی شود سیگار می کشد وقتی می رود در حلقم و من مثل عقرب می شوم . . شاهدم انگار حافظ درست گفت "من ترک شاهد و ساغر نمیکنم" حالا سیگار را می نوازد با طعم گیتار الکتریک سرم درد می کند هوای آزاد کجاست؟! راستی 9 کلاس دارم کاش می شد از تو دلم حرفامو بیرون بریزم راستی خانومی خاطر خواه داره؟ . نگاه می شوم می دانم مراقب اطلسی ها نیستی چایی که جوش بیاید نبضم را فشار می دهد مثل داغی یک اتوی مو چه آهنگ هایی که نمی آید آب انگور هم بیکار نشسته اگر جایش بودم بالا می آوردم و با یک سرفه دور می افتادم . . . کاش می شد دور باشم دور که می روی اشتباه می شوی امتحانت را پاس نکردی . دوست دارم روی راه راه پیراهن ابی پیاده روی کنم حالا که تریپت من و کشته چه کنم! .ذکر هم فایده ندارد . راستی فهمیدی؟ تکه های پازل شکلات فندقی بود؟!!!! + نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 20:28 توسط ساغر22 |
|
| ||||||