|
ساعت یک شعر مانده به 12 شب من وازه چهار حرفی که بخش می شوم بر رد نگاهت به چهره ای نو . قصه تو که نور ندارد آسان گریه ام شوی . تو که آرام میان نت ها قدم می گذاری حالا بگو لطافت گل های روی میز خوشحالند یا دور؟ . دارم به این فکر می کنم بقیه واژه ها را کجا بگذارم چهار حرفی یا حتی پنج حرفی! اگر هر جای جمله بگذارم پس خودم کجایم؟ . شده ام مثل علامت سوال های ذهن عادل . چقدر تلخ خندیدم + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 22:13 توسط ساغر22 |
|
| ||||||