چشم هایم را می بندم
و در چار چوب ذهنم
انبوه واژه ها می آیند سراغم
به سراغشان می روم
بی رنگ
ماسیده اند بر گلویم
روی همه شان خط می کشم
و دوباره از اول..
.
قاصد روزان ابری
داروگ
کی می رسد باران!
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 15:27 توسط ساغر22
|